X
تبلیغات
๑۩ ..:::بانوی بی حرم:::..۩๑

๑۩ ..:::بانوی بی حرم:::..۩๑

ما بیخیال سیلی مادر نمی شویم×××ما با قمفز و مغیره جماعت برادر نمی شویم...

عیدتون مبارک

آآآآآآآآه ، افسوس واقعا ، افسوس ... هر میهمانی بالاخره تموم میشه ، میهمانی خدا هم تموم شد...         ماه بخشش ها ، ماه مغفرت ، ماه مهربانی ، خدا کنه تا حالا خدا از میهموناش راضی بوده باشه...         آخر ماه صیام از خدا بخوایم که تا سال آینده صفا وپاکی دلمون حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل انشالله...خدا کنه همیشه دل امام زمانمون از ما راضی باشه...

عیدتون مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1391ساعت 12:42  توسط мσнєвє zαняα  | 

قدر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1391ساعت 14:53  توسط мσнєвє zαняα  | 

مداحی های قدریه

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 18:12  توسط мσнєвє zαняα  | 

سخت ترین چیز واسه یه مرد چیه؟؟

روزی جمعی در مسجد نشسته بودندو با هم صحبت می کردند.یکی سوالی پرسید.سوال او این بود که آیا سخت ترین چیز برای یک مرد چیست؟یکی می گفت این که با دست خالی بری خونه.یکی می گفت اینکه کار نداشته باشی...نوبت به امام رسید..آقا فرمودند سخت ترین چیز واسه یه مرد اینه که جلو زنت دستتو ببندن..بکشنت و بخوان ببرنت..جلوت زنتو بزنن....

 السلام علیک یا فاطمةّالزهرا"س"

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 13:23  توسط мσнєвє zαняα  | 

اعمال شب های قدر

اعمال شبهای قدر – اعمال شب ۱۹ و ۲۱ و ۲۳ ماه رمضان

شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

۱- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

۲- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

۳- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

۴- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.

۵- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

۶- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

۷- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

۸- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ…

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

۱- صد مرتبه “اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه”.

۲- صد مرتبه ” اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ”.

۳- دعای “یا ذَالَّذی کانَ…” خوانده شود .

۴- دعای ” اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ…” خوانده شود.

شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 17:2  توسط мσнєвє zαняα  | 

شهادت امام علی "ع"

شهادت على عليه السلام

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ...

(نداى آسمانى)

على عليه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت بكوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حكام ايالات نيز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امكان به بسيج پرداخته و گروههاى تجهيز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.

تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نيروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و باردوگاه نخيله پيوستند،على عليه السلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمين و تهيه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را بعمل آورد،فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاويه و مخصوصا از نيرنگهاى عمرو عاص دل پر كينه داشتند در اين كار مهم حضرتش را يارى نمودند و بالاخره در نيمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على عليه السلام پس از ايراد يك خطابه غراء تمام سپاهيان خود را بهيجان آورده و آنها را براى حركت بسوى شام آماده نمود ولى در اين هنگام خامه تقدير سرنوشت ديگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقيم گردانيد.

فراريان خوارج،مكه را مركز عمليات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان باسامى عبد الرحمن بن ملجم و برك بن عبد الله و عمرو بن بكر در يكى از شبها گرد هم آمده واز گذشته مسلمين صحبت ميكردند،در ضمن گفتگو باين نتيجه رسيدند كه باعث اين همه خونريزى و برادر كشى،معاويه و عمرو عاص و على عليه السلام ميباشند و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند مسلمين بكلى آسوده شده و تكليف خود را معين مى‏كنند،اين سه نفر با هم پيمان بستند و آنرا بسوگند مؤكد كردند كه هر يك از آنها داوطلب كشتن يكى از اين سه نفر باشد عبد الرحمن بن ملجم متعهد قتل على عليه السلام شد،عمرو بن بكر عهده‏دار كشتن عمرو عاص گرديد،برك بن عبد الله نيز قتل معاويه را بگردن گرفت و هر يك شمشير خود را با سم مهلك زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه اين قرار داد بطور محرمانه و سرى در مكه كشيده شد و براى اينكه هر سه نفر در يكموقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را كه شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بيدار ميمانند براى اين منظور انتخاب كردند و هر يك از آنها براى انجام ماموريت خود بسوى مقصد روانه گرديد،عمرو بن بكر براى كشتن عمرو عاص بمصر رفت و برك بن عبد الله جهت قتل معاويه رهسپار شام شد ابن ملجم نيز راه كوفه را پيش گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 16:26  توسط мσнєвє zαняα  | 

خلاصه زندگینامه علی بن ابی طالب"ع"

با نام خدا

نام: علی

نام پدر:ابی طالب

نام کنیه:ابوالحسن

القاب مشهور:اسدالله-باب الهدی-حیدر-کرار

نام مادر:فاطمه بنت اسد

نام همسر:زهرای مرضیه-فاطمه ام البنین

نام فرزندان مشهور:حسن-حسین-زینب-ام کلثوم-عباس

محل تولد:کعبه

محل حکومت:کوفه

محل شهادت:مسجد کوفه

دشمن اصلی:خوارج-معاویه و اکثر اشراف عرب

نام قاتل:ابن ملجم مرادی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 16:14  توسط мσнєвє zαняα  | 

پک کامل "میلاد امام حسن"عکس+مداحی

ميلاد حسن، خسرو دين است امشب

                                                 شادي و سرور مؤمنين است امشب

از يمن قدوم مجتبي، طاعت ما

                                                مقبول خداوند مبين است امشب

قال الحسن(ع): إن أحسن الحسن، الخُلق الحسن.

مولود امشب فرمود: بهترین زینت برای انسان، اخلاق خوب است.

این هلال از طرف باغ جنان می‏آید

هوش باشید که ماه رمضان می‏آید

در شب اول این ماه به دنبال مه و ماه نرو

مه این ماه، شب نیمه‏ی آن می‏آید

امام حسن: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است.

پیامبر (ص) فرمود: به حسن(ع) شکوه و جذبه و وقار ، و به حسین(ع) بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.

 

پیامبر (ص) فرمود: «فرزند صالح گلی است که خدا به بندگانش می‌دهد. دو گل من در دنیا حسن و حسین‏اند».

 

حَسَن، آینه حُسن خداوندی است؛ تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است.

 

 

مجتبی، در آغوش پاک‏ترین مادران عالم چشم به جهان گشود و میوه قلب رسول اللّه‏ شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 17:35  توسط мσнєвє zαняα  | 

زندگینامه حضرت خدیجه

پدر او خُوَیلد بن اسد و مادر او فاطمه دختر زائده است. تولّد حضرت خدیجه علیهاالسلام سال 68 پیش از هجرت است. ازدواج مبارک خدیجه با وجود مبارک و نازنین حضرت محمّد صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هنگامی بود که 25 سال از عمر شریف پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و چهل سال از عمر حضرت خدیجه علیهاالسلام می‏گذشت. او از لحاظ نسب از همه زنان پیغمبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به پیغمبر نزدیک‏تر است. او در ماه رمضان سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب درگذشت. پیغمبر او را در «حجون» دفن کرد و خود او را در قبر گذاشت.

فرزندان خدیجه

در تعداد فرزندان حضرت خدیجه ، میان مورخان اختلاف است . به‏گفته مشهور : ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه ، شش فرزند بود. 1- هاشم . 2- عبدالله . به این دو «طاهر» و «طیب‏»می‏گفتند . . 3- رقیه . 4- زینب 5- ام کلثوم . 6- فاطمه .

رقیه بزرگترین دخترانش بودو زینب ، ام کلثوم و فاطمه به‏ترتیب پس از رقیه قرار داشتند . پسران خدیجه پیش از بعثت‏پیامبر (ص) ، بدرود زندگی گفتند . ولی دخترانش ، نبوت پیامبر(ص) را درک کردند .

گروهی از محققان معتقدند : قاسم و همه دختران رسول خدا (ص)پس از بعثت‏به دنیا آمدند و چندروز پس از پیامبر خدا (ص) به‏مدینه هجرت کردند .

خدیجه در دوران جاهلیت

حضرت خدیجه علیهاالسلام در دوران جوانی با تشکیل کاروان‏های تجاری به کسب درآمد پرداخت. وی با مدیریت و درایتی قوی و به دور از رسم تاجران زمانه که رباخواری را از اصول ثروت اندوزی قرار داده بودند، به تجارت روی آورده بود.

تاریخ‏نگاران، بارها از او با عنوان‏هایی همچون «بانوی دوراندیش و خردمند» یا «بانوی عاقل»ی‏یاد کرده‏اند. حضرت خدیجه علیهاالسلام یکی از ثروتمندترین مکه بود، ولی هرگز از یاری فقیران روی برنگرداند و خانه‏اش همواره کعبه آمال مردم بینوا و پناه‏گاه نیازمندان بود. کرم، سخاوت، دوراندیشی، درایت، عفت و پاک‏دامنی، از وی بانویی پرهیزکار و مورد احترام ساخته بود. لقب «بانوی بانوان قریش» که در آن زمان به وی داده شد، نشان دهنده جایگاه او در میان مردم است.

نخستین بانوی مسلمان

حضرت خدیجه علیهاالسلام نخستین زنی بود که به پیامبری حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ایمان آورد و اولین بانویی بود که همراه امام علی علیه‏السلام با پیامبر به نماز ایستاد و پیشانی بندگی بر خاک سایید. تاریخ‏نویسان از یکی از همسران پیامبراعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده‏اند که می‏گفت: من همواره از علاقه پیامبر به خدیجه در شگفت بودم؛ چرا که حضرت بسیار از او یاد می‏کرد و اگر گوسفندی می‏کشت، به سراغ دوستان خدیجه می‏رفت و سهمی برای آنها می‏فرستاد. روزی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در حالی که خانه را ترک می‏کرد، نام خدیجه را بر زبان آورد و از او تعریف کرد. کار به جایی رسید که صبر خویش را از دست دادم و با کمال جرئت گفتم: «وی پیرزنی بیش نبود و خدا بهتر از او را نصیب شما کرده است!» گفتار من چنان رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را متأثر ساخت که آثار خشم و غضب در چهره ایشان ظاهر شد. در این هنگام رو به من کرد و فرمود: «ابدا چنین نیست!... هرگز همسری بهتر از او نصیب من نشده است. خدیجه هنگامی به من ایمان آورد که همه مردم در کفر و شرک به سر می‏بردند. او ثروت خود را در سخت‏ترین لحظات در اختیار من گذاشت. خدا از او فرزندانی نصیبم کرد که به دیگر همسرانم نداد».

خصوصیات حضرت خدیجه (س)

خدیجه از بزرگترین بانوان اسلام به شمار می‏رود . او اولین زنی‏بود که به اسلام گروید ; چنان که علی‏بن ابی‏طالب (ع) اولین‏مردی بود که اسلام آورد . اولین زنی که نماز خواند ، خدیجه بود. او انسانی روشن بین و دور اندیش بود . با گذشت ، علاقه‏مند به‏معنویات ، وزین و با وقار ، معتقد به حق و حقیقت و متمایل به‏اخبار آسمانی بود . همین شرافت‏برای او بس که همسر رسول خدا (ص) بود و گسترش اسلام به کمک مال و ثروت او تحقق یافت .

خدیجه از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحاء» می‏گفتند . از نظر عقل و زیرکی نیزبرتری فوق العاده‏ای داشت و مهمتر اینکه حتی قبل از اسلام وی را«طاهره‏» و «مبارکه‏» و «سیده زنان‏» می‏خواندند .

جالب این است او از کسانی بود که انتظار ظهور پیامبر اکرم (ص) می‏کشید و همیشه از ورقه‏بن نوفل و دیگر علما جویای نشانه‏های‏نبوت می‏شد . اشعار فصیح و پر معنای وی در شان پیامبر اکرم (ص) از علم و ادب و کمال و محبت او به آن بزرگوار حکایت می‏کند .

نمونه‏ای از اشعار خدیجه در باره پیامبراکرم (ص) چنین است :

فلواننی امسیت فی کل نعمه و دامت لی الدنیا و تملک الاکاسره

فما سویت عندی جناح بعوضه اذا لم یکن عینی لعینک ناظره

اگر تمام نعمتهای دنیا از آن من باشد و ملک و مملکت کسراها وپادشاهان را داشته باشم ، در نظرم هیچ ارزش ندارد زمانی که چشم‏به چشم تو نیافتند .

دیگر خصوصیت‏خدیجه این است که او دارای شم اقتصادی و روح‏بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این امر به شام هم رسیده بود .

البته سجایای اخلاقی حضرت خدیجه چنان زیاد است که قلم از بیان‏آن ناتوان است . پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید : «افضل نساء اهل الجنه خدیجه بنت‏خویلد و فاطمه بنت محمد ومریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم .»

چه می‏توان گفت در شان کسی که مایه آرامش و تسلای خاطر رسول‏خدا (ص) بود ؟ ! در تاریخ می‏خوانیم : «حضرت محمد (ص) هر وقت از تکذیب قریش و اذیت‏های ایشان‏محزون و آزرده می‏شدند ، هیچ چیز آن حضرت را مسرور نمی‏کرد مگریاد خدیجه ; و هرگاه خدیجه را می‏دید مسرور می‏شد»

ذهبی می‏گوید : مناقب و فضایل خدیجه بسیار است ; او از جمله‏زنان کامل ، عاقل ، والا ، پای‏بند به دیانت و عفیف و کریم و ازاهل بهشت‏بود . پیامبر اکرم (ص) کرارا او را مدح و ثنا می‏گفت‏و بر سایر امهات مومنین ترجیح می‏داد و از او بسیار تجلیل می‏کرد. به حدی که عایشه می‏گفت : بر هیچ یک از زنان پیامبر (ص) به‏اندازه خدیجه رشک نورزیدم و این بدان سبب بود که پیامبر (ص)بسیار او را یاد کرد .

خدمات حضرت خدیجه به اسلام

حضرت خدیجه علیهاالسلام در 24 سال زندگی مشترک با پیامبر گرامی اسلام، خدمات بسیاری برای آن بزرگوار و دین اسلام انجام داد. حمایت‏های مالی، روحی، عاطفی از حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، تصدیق و تأیید پیامبر در روزگاری که هیچ کس تأییدش نمی‏کرد و یاری ایشان در برابر آزار مشرکان، گوشه‏هایی از این خدمات ارزشمند است. حضرت خدیجه علیهاالسلام پس از ازدواج با پیامبر، دارایی‏اش را به ایشان بخشید تا آن را هرگونه می‏خواهد مصرف کند. رسول گرامی اسلام در این زمینه می‏فرماید: «هیچ ثروتی به اندازه ثروت خدیجه علیهاالسلام برای من سودمند نبود».

حضرت خدیجه علیهاالسلام ، این بانوی بزرگوار نه تنها از عمق جان به رسالت پیامبر ایمان آورد، بلکه او را در برابر سختی‏ها و تکذیب مشرکان و بدخواهان یاری داد. تا زنده بود، اجازه نداد آزار و شکنجه مشرکان بر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سخت آید. هنگامی که رسول الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با باری از مصیبت و اندوه به خانه می‏آمد، خدیجه او را دلداری می‏داد و نگرانی را از ذهن و خاطرش می‏زدود.

آخرین مال

اموال حضرت خدیجه علیهاالسلام به عنوان ابزاری مناسب از همان ابتدا در خدمت اسلام و پیشرفت آن قرار گرفت. جالب این که آخرین بخش از دارایی خدیجه توسط امیر مؤمنان در سفر هجرت به مدینه صرف شد.

پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سه شبانه روز در غار ثور ماند، امیر مؤمنان نیز شبانه خود را به غار رساند و آذوقه و لوازم سفر را آورد. در آن‏جا حضرت به علی علیه‏السلام فرمود: «امانت‏های زیادی نزد من است، به بالای ابطح (تپه‏ای در مکه) برو و صبح و شب با صدای بلند بگو: هر کسی نزد محمد امانت و یا ودیعه‏ای دارد بیاید و تحویل بگیرد. یا علی! بعد از این با هیچ حادثه‏ای ناگوار مواجه نخواهی شد تا این که نزد من برسی. امانت‏های مردم را آشکارا تحویل بده. ای علی! تو را

سرپرست دخترم فاطمه قرار دادم و خدا را مراقب شما.

از آخرین باقی‏مانده اموال خدیجه برای خود و فاطمه و هر کس از بنی هاشم که قصد همراهی با شما را دارد، شتر و زاد و توشه بخر و بعد از رد امانت‏ها، دیگر درنگ نکن... .»

ابوعبیده (نوه عمار یاسر) می‏گوید: «فرزند ابی رافع این مطالب را به نقل از پدرش گفت. من پرسیدم: مگر رسول خدا مال و ثروتی قابل توجه داشت که دو شتر برای سفر خودش خرید و به امیر مؤمنان هم سفارش کرد زاد و توشه دیگر مهاجران را تهیه کند؟

ابی رافع پاسخ داد: پدرم گفت: پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: هیچ مال و ثروتی برای من سودمندتر از اموال خدیجه نبود. ابی رافع افزود: پدرم گفت: از آخرین موارد مصرف اموال خدیجه خرید زاد و توشه برای مسلمانان مستضعف بود که قصد داشتند به مدینه هجرت کنند.

سفر اکثر مسلمانان با اموال خدیجه ممکن شد. آخرین آن‏ها هم قافله‏ای بود که امیر المؤمنین آن را سرپرستی کرد.

منزلت حضرت خدیجه نزد پیامبر (ص)

پیامبر پس از خدیجه تا آخر عمر خدیجه را فراموش نکرد و هر از چند گاهی از او تقدیر و تمجید می‏کرد. عایشه گفته است: «رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم از خانه بیرون نمی‏رفت مگر این که به نوعی از خدیجه یاد می‏کرد و از وی به نیکی ستایش می‏نمود. روزی او را به یاد آورد. رشک و حسد وجودم را فرا گرفت. گفتم آیا او بیش از یک پیرزن بود؟ خداوند زن بهتری به تو عطا فرموده است. پیغمبر خشمگین شد. آن گاه فرمود: سوگند به خدا، پروردگار بهتر از او را به من نداد. او به من ایمان آورد در هنگامی که مردمان به من کفر می‏ورزیدند. و از او به من فرزندانی عطا کرد در حالی که مرا از فرزندانِ دیگر زنان محروم نمود». عایشه گفت: «با خود گفتم دیگر هرگز خدیجه را به بدی یاد نخواهم کرد».

سخنان دانشمندان درباره خدیجه

زبیر بن بکّار گفته است: خدیجه، در عصر جاهلیّت «طاهره» خوانده می‏شد.

هشام بن محمّد: رسول خدا خدیجه را دوست داشت و به او احترام می‏گذارد و در بعضی کارها با او مشورت می‏کرد. او وزیر صدق و راستی بود و نخستین زنی است که به پیامبر ایمان آورد و پیامبر تا وقتی‏که خدیجه زنده بود، هرگز همسر دیگری برنگزید. تمام فرزندانش بجز ابراهیم از خدیجه بودند.

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرموده است:

سمیّه قرّاعه گفته است: تاریخ در مقابل عظمت حضرت خدیجه سر فرود می‏آورد و در برابرش متواضعانه و دست بسته می‏ایستد.

مقام خدیجه در بهشت

از فضیلت‏های حضرت خدیجه علیهاالسلام ، مقامی است در بهشت که از سوی خداوند به ایشان وعده داده شده است. پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز بارها این مسئله را به خدیجه بشارت می‏داد و می‏فرمود: «در بهشت، خانه‏ای داری که در آن رنج و سختی نمی‏بینی.» امام صادق علیه‏السلام نیز می‏فرماید: هنگامی که خدیجه وفات یافت، فاطمه خردسال بی‏تابی می‏کرد و گرد پدرش می‏گشت و سراغ مادر را از او می‏گرفت. پیامبر از این حالت دخت کوچکش بیشتر محزون می‏شد و دنبال راهی بود تا او را آرام کند. فاطمه همچنان بی‏تابی می‏کرد تا اینکه جبرئیل بر پیامبر نازل شد و فرمود: «به فاطمه سلام برسان و بگو مادرت در بهشت خانه‏ای کنار آسیه، همسر فرعون و مریم، دختر عمران نشسته است.» هنگامی که فاطمه این سخن را شنید، آرام گرفت و دیگر بی‏تابی نکرد.

وصیت‏ حضرت خدیجه

حضرت خدیجه (س) سه سال قبل از هجرت بیمار شد . پیغمبر (ص) به عیادت وی رفت و فرمود : ای خدیجه ، «اما علمت ان الله‏قد زوجنی معک فی الجنه‏» ; آیا می‏دانی که خداوند تو را دربهشت نیز همسرم ساخته است ؟ !

آنگاه از خدیجه دل جویی و تفقد کرد ; او را وعده بهشت داد ودرجات عالی بهشت را به شکرانه خدمات او توصیف فرمود .

چون بیماری خدیجه شدت یافت ، عرض کرد : یا رسول الله ! چندوصیت دارم : من در حق تو کوتاهی کردم ، مرا عفو کن .

پیامبر (ص) فرمود : هرگز از تو تقصیری ندیدم و نهایت تلاش‏خود را به کار بردی . در خانه‏ام بسیار خسته شدی و اموالت را درراه خدا مصرف کردی .

عرض کرد : یا رسول الله ! وصیت دوم من این است که مواظب این‏دختر باشید . و به فاطمه زهرا (س) اشاره کرد . چون او بعد ازمن یتیم و غریب خواهد شد . پس مبادا کسی از زنان قریش به اوآزار برساند . مبادا کسی به صورتش سیلی بزند . مبادا کسی بر اوفریاد بکشد . مبادا کسی با او برخورد غیر ملایم و زننده‏ای داشته‏باشد .

اما وصیت‏سوم را شرم می‏کنم برایت‏بگویم . آن را به‏فاطمه عرض می‏کنم تا او برایت‏بازگو کند . سپس فاطمه را فراخواند و به وی فرمود : «نور چشمم ! به پدرت رسول الله بگو :مادرم می‏گوید : من از قبر در هراسم ; از تو می‏خواهم مرا درلباسی که هنگام نزول وحی به تن داشتی ، کفن کنی .»

پس فاطمه زهرا (س) از اتاق بیرون آمد و مطلب را به پیامبر(ص) عرض کرد . پیامبر اکرم (ص) آن پیراهن را برای خدیجه‏فرستاد و او بسیار خوشحال شد . هنگام وفات حضرت خدیجه ، پیامبراکرم (ص) غسل و کفن وی را به عهده گرفت . ناگهان جبرئیل درحالی که کفن از بهشت همراه داشت ، نازل شد و عرض کرد : یا رسول‏الله ، خداوند به تو سلام می‏رساند و می‏فرماید : «ایشان اموالش‏را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را به عهده‏بگیریم .»

وفات خدیجه (س)

خدیجه در سن 65 سالگی در ماه رمضان سال دهم بعثت در خارج ازشعب ابوطالب جان به جان آفرین تسلیم کرد . پیغمبر خدا (ص)شخصا خدیجه را غسل داد ، حنوط کرد و با همان پارچه‏ای که جبرئیل‏از طرف خداوند عزوجل برای خدیجه آورده بود ، کفن کرد . رسول‏خدا (ص) شخصا درون قبر رفت ، سپس خدیجه را در خاک نهاد وآنگاه سنگ لحد را در جای خویش استوار ساخت . او بر خدیجه اشک‏می‏ریخت ، دعا می‏کرد و برایش آمرزش می‏طلبید . آرامگاه خدیجه درگورستان مکه در «حجون‏» واقع است .

رحلت‏ خدیجه برای پیغمبر (ص) مصیبتی بزرگ بود ; زیرا خدیجه‏یاور پیغمبر خدا (ص) بود و به احترام او بسیاری به حضرت محمد(ص) احترام می‏گذاشتند و از آزار وی خودداری می‏کردند .


حوزه نت


 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 16:10  توسط мσнєвє zαняα  | 

غنا یعنی چی؟ کدام موسیقی حرام است؟

مادر می آد داخل اتاق و می بینه که پسر جوونش گوشی گذاشته توی گوشش و از هفت دولت آزاده و داره وسط اتاق سرشو تکون تکون می ده... مادر می آد جلو و پسر متوجه می شه که گوشی ها رو باید از گوشش در بیاره.
گوشی ها رو از گوشش بیرون می کشه ولی صدای گوشی ها انقدر بلنده که حتی از اون فاصله هم آهنگ به گوش می رسه.

مادر میگه: "پسر... این آهنگا حرامه. بلند شو برو به درسات برس. چیه همش نشستی داری این چرت و پرتا رو گوش می دی؟!"

شاید صحنه ی بالا صحنه ی متداولی باشه که به نحوی کمابیش مشابه در زندگی خیلی از جوون ها اتفاق افتاده.

به نظر می رسه که توی جامعه ی ما "غنا" و "موسیقی حرام" عبارت هایی باشن که به گوش خیلی ها رسیدن، ولی این که دقیقا به چه معنی هستن و اصلا این چیزا یعنی چی، برای خیلی ها روشن نشده باشه.

توی این نوشته، سعی دارم که به این مطلب بپردازم. من می خوام به زبون خودمونی صحبت کنم، و اگر دوستان خیلی می خوان تخصصی برخورد کنن، به نظرم در این زمینه به مراجع محترم تقلید مراجعه کنن بهتره.

* * *


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 15:31  توسط мσнєвє zαняα  | 

مذاکرات عروسی علی و فاطمه

مذاکره عروسی

علی (ع) می فرماید: حدود یک ماه طول کشید و من خجالت می کشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت کنم، ولی گاهی که خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیکو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو کردم .
روزی برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیار مسرور هستم . چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمی کنی که فاطمه را به خانه ات بفرستند تا بوسیله عروسی شما ، چشم ما روشن گردد ؟ پاسخ دادم : خیلی میل دارم عروسی کنم اما از رسول خدا خجالت می کشم . عقیل گفت : تو را به خدا سوگند! هم اکنون با من بیا تا خدمت پیغمبر ( ص ) برویم .
علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند . در بین راه به « ام ایمن » برخورد کرده ، جریان را برایش گفتند . ام ایمن گفت : اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاکره کنم ، زیرا در این گونه امور ، حرف زنها مؤثرتر است .
ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدندو خدمت پیغمبر (ص) مشرف گشتند . عرض کردند : یا رسول الله ! پدر و مادرمان به فدایت ، برای موضوعی خدمت شما رسیده ایم که اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان روشن می شد . وقتی پیغمبر (ص) نام خدیجه را شنید اشکش جاری شد و فرمود : خدیجه ؟! کجا مانند خدیجه پیدا می شود ؟ هنگامی که مردم را مرا تکذیب نمودند مرا تصدیق کرد و برای ترویج دین خدا ، اموالش را در اختیار من قرار داد . خدیجه زنی بود که خدا برای من وحی فرستاد که بدو بشارت دهم خانه ای از زمرت در بهشت به او عطا خواهد کرد .
ام سلمه عرض کرد : پدر و مادرم فدایت شود ، شما هرچه درباره خدیجه می فرمایید صحیح است . خدا ما را با او محشور گرداند . یا رسول الله ! برادر وپسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد . فرمود : پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی کند ؟ عرض کرد : خجالت می کشد .
پیغمبر (ص) به ام ایمن فرمود : علی را نزد من حاضر کن .
وقتی علی (ع) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود : یا علی ! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری . عرض کرد : آری یا رسول الله .
فرمود : خدا مبارک کند ، همین امشب یا فردا شب وسایل عروسی را فراهم می کنم .
سپس به زنانش فرمود : فاطمه را زینت کنید و خوشبویش نمایید و اتاقی را برایش فرش کنید تا مراسم عروسی را برگزار کنیم .

جشن عروسی
پیغمبر اکرم به علی فرمود : در عروسی باید ولیمه داده شود ، من دوست دارم امتم در عروسی ها ولیمه بدهند .
« سعد » که در مجلس حاضر بود عرض کرد : من یکگوسفند برای جشن شما تقدیم می کنم .
گروهی دیگر از اصحاب نیز در حدود توانایی خودشان کمک کردند.
رسول خدا(ص) به بلال فرمود : یک گوسفند بیاور و به علی (ع) فرمود : حیوانی ذبح کن و ده درهم پول به او داد و فرمود : قدری روغن و خرما و کشک تهیه کن . نان هم تهیه کردند . سپس به علی فرمود : هر که رامی خواهی برای صرف غذا دعوت کن . علی بن ابی طالب (ع) گروه زیادی از اصحاب را دعوت نمود . گوشتها راپختند و به وسیله روعن و خرما و کشک غذایی تهیه نمودند .
چون جمعیت مدعووین زیادبود و وسایل پذیرایی نداشتند پیغمبر (ص) دستور داد مهمانان جشن ، ده نفر ده نقر داخل شوند و غذا میل کنند . در آن جشن تاریخی ، عباس و حمزه عموهای پیغمبر و علی بن ابی طالب و برادرش عقیل از مدعو وین پذیرایی می نمودند . سفره ای گستردند و اصحاب ، ده نفر ده نفر داخل می شدند . رسول خدا (ص) با دست مبارک غذامی کشید و مهمانان پذیرایی می شدند ، پس از سیر شدن ، بیرون می رفتند و ده نفر دیگر داخل می شدند . بدین منوال گروه کثیری غذا خوردند . و به برکت دست رسول خدا همه سیر شدند . سپس دستور داد بقیه غذاها را به خانه فقزا و بیچاره گانی از حضور در مجلس ولیمه معذور بودند ببرند ، یک ظرف غذا هم برای فاطمه و علی (ع) کنار بگزارند .

به سوی حجله
زنان پیغمبر فاطمه را زینت کردند ، عطر و بوی خوش بر او پاشیدند . پیغمبر ، علی ( ع) اظهار کرد و در جانب راست خودش نشانید . فاطمه (ع) را نیز در طرف چپ نشانید . سپس عروس و داماد را به سینه خودش چسباند . پیشانی هر دو را بوسه داد . دست نو عروس را گرفت و در دست داماد گذاشت . به علی (ع) فرمود : فاطمه همسر خوبی است . و به فاطمه (ع) فرمود: علی شوهر خوبی است .
سپس به زنان فرمود : عروس و داماد را با شور و شادی به حجله ببرند ولی چیزی نگویید که خدا ناراضی گردد .
زنان پیغمبر با شور و شادی ، الله اکبر گویان ، فاطمه و علی را تاحجله عروسی مشایعت نمودند . رسول خدا نیز از عقب رسید و وارد حجله شده دستور داد ظرف آبی حاضر کردند ، قدری از آبها را بر بدن فاطمه پاشید و دستور داد با بقیه آن وضو بگیرد و دهانش را بشوید . بعد ظرف آب دیگری طلبید ، قدری از آن را بر تن مبارک علی (ع) پاشید ودستور داد با بقیه آن دهانش را بشوید و وضو بگیرد .
سپس روی عروس و داماد را بوسید . دست به جانب آسمان برداشت و گفت : خدایا این عروسی را مبارک گردان و نسل پاک و پاکیزه ای از ایشان به وجود آور .
وقتی خواست از حجله خارج شود فاطمه (س) دامنش را گرفت و گریه کرد . فرمود : دختر عزیزم ! من تو را به بردبارترین و دانشمند ترین مردم تزویج کردم .
سپس برخاست و تا درب حجله آمد . چوب را با دو دست مبارک گرفت و فرمود : خدا شما و نسلتان را پاک و پاکیزه گرداند . با دوستان شما دوست هستم و با دشمنانتان دشمن . اکنون وداع می کنم و شما را به خدا می سپارم .
آنگاه درب حجله را بست و به زنان فرمود : به منزلهای خودتان بروید ، و کسی اینجا نماند . تمام زنها متفرق شدند.
وقتی پیغمبر خواست خارج شود ،دید یکی از زنها باقی مانده است . پرسید کیستی ؟ مگر نگفتم باید همه خارج شوید ؟ .
عرض کرد : من اسماء هستم . شما فرمودید خارج شوید ، اما من در این جهت معذورم . زیرا هنگام رحلت خدیجه در خدمتش بودم ، دیدم گریه می کند . عرض کردم : آیا شما هم گریه می کنید ؟ با اینکه بهترین زنان جهان و همسر رسول خداهستید و به تو وعده بهشت داده است . فرمود : گریه من از این جهت است که می دانم هر دختری شب زفاف محتاج به زنی است که محرم اسرارش باشدو حوایجش را برطرف سازد . من از دنیا می روم ولی می ترسم فاطمه ام در شب زفاف محرم راز و کمک حالی نداشته باشد .
در آن وقت من به خدیجه گفتم : اگر تا شب زفاف فاطمه (س) زنده ماندم قول می دهم که نزدش بمانم و برایش مادری کنم . وقتی پیغمبر نام خدیجه را شنید بی اختیار اشکش جاری شد و فرمود : تو رابه خدا برای همبن جهت مانده ای ؟ عرض کرد: آری . پیغمبر فرمود : پس به وعده ات عمل کن .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 15:46  توسط мσнєвє zαняα  | 

عشق اسلامی!!!

مفهوم واقعی عشق چیست ؟


1ـ لفظ «عشق» از نظر لغت مشتق از عَشَق است و «عَشَقه» گیاهی است بر دور درخت می‏پیچد و درخت را خشک،زرد و بی‏محصول می‏کند (مشارق الاذواق، ص 46). انسان نیز همچون درختی است که وقتی در کمند عشق گرفتارآمد، به خاطر دوستی بی‏حد، محو در معشوقش گشته، وجود خود را فراموش می‏کند، تا جایی که دیوانه‏وار، با رنگی پریده ولباسی ژولیده و قیافه‏ای مریض، ظاهر می‏شود که به قول حافظ:



سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه‏ها کرد


از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 15:26  توسط мσнєвє zαняα  | 

امروز روز فجر ارتش ایرانه

با سلام...

می دونم که همه ایرانیا می دونن که تو تاریخ ما توی سال ۶۷ یه همچین روزی چه اتفاقی افتاد اما خیلی نامردی دیدم نخوام بگم...

سال ۶۷ ایران توسط سازمان منافقین مورد حمله قرار میگیره ...

همونطور که میدونید که رهبر سازمان منافقین آقای مسعود رجوی هستش...این آقا گفته بوده که ما یه برنامه ریزی داریم که اگه طبق اون پیش بریم ظرف ۳ روزه تهران رو تصرف می کنیم...

حتی اینم به سربازای خودش گفته بود که اصلا نترسید...از پایگاه شهید نوژه همدان هم نترسید چون دستور دادیم هواپیماهای عراقی هر ۳ ساعت یکبار بیان و بمبارون کنن...

آقا این سازمان از مرز قصر شیرین وارد ایران می شه و قصر شیرین رو تصرف می کنن بعد میان به طرف شهر بعدی سر پل ذهاب بود و بعدش کرند و در بعد هم اسلام آباد غرب بوده است...

در اصل این شهرهایی که گفتم محور عملیاتی مرصاد بود...

تو این مسیر هایی که میومدن به طرف جلو-مردم به طرف کرمانشاه در حال فرار بودن که سر تنگه چهار زبر به دلیل شلوغی فراوان گیر می افتن و سازمان منافقین هم که از پشت داشتن میومدن پشت سر مردم گیر می افتن...در مسیری که داشتن میومدن"سازمان منافقین" سمت راست جاده دوگردان از رزمندگان ما مستقر بودن...

به فرماندهان که خبر می رسه عملیاتی با فرماندهی شهید صیاد شیرازی طرح ریزی میشه و خود صیاد با بالگرد به منطقه میره و از همون اول منافقا رو درو میکنه و میره جلو...اون عقبیا هم در حال عقب نشینی بودن به اون دو تا گردان مستقر بودن از پشت به اونا حمله می کنن و اونها رو قیچی می کنن...

اینجوری می شه که عملیات مرصاد که به قول ایران مرصاده و به قول سازمان منافقین عملیات فروغ جاویدان اینجا پیروز می شه و دست منافقین از خاک پاکمون کوتاه میشه...

{اینم نقشه عملیاتی مرصاد}

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 17:48  توسط мσнєвє zαняα  |